الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
46
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي )
خويش دعوت كردند ، و بعيد است مشركان اين ادعا را در مورد بتهاى سنگى و چوبى كرده باشند ، زيرا خودشان - آن گونه كه در داستان ابراهيم آمده - يقين داشتند كه بتها سخن نمىگويند لَقَدْ عَلِمْتَ ما هؤُلاءِ يَنْطِقُونَ ( انبياء - 63 ) . در حالى كه مثلا در مورد مسيح در آيه 116 سوره مائده مىخوانيم أَ أَنْتَ قُلْتَ لِلنَّاسِ اتَّخِذُونِي وَأُمِّي إِلهَيْنِ مِنْ دُونِ اللَّه : « آيا تو ، به مردم گفتى كه من و مادرم را دو معبود غير از خدا انتخاب كنيد » ؟ ! و در هر حال مسلم است كه ادعاى مشركان و بت پرستان ، واهى و بى اساس بوده و آنان ايشان را به عبادت خود دعوت نكردهاند . جالب اينكه معبودان در جواب نمىگويند : خدايا ما آنها را به عبادت خود دعوت نكرديم ، بلكه مىگويند : ما غير از تو معبودى براى خود انتخاب ننموديم ، يعنى وقتى خود ما تنها تو را پرستش مىكنيم بطريق اولى براى آنها ديگرى را معرفى نكردهايم بخصوص اينكه اين سخن با جمله « سبحانك » ( منزهى تو ) و با جمله « * ( ما كانَ يَنْبَغِي لَنا ) * » ( براى ما سزاوار نبود ) همراه است كه نهايت ادب و تاكيد آنها را بر توحيد روشن مىسازد . 2 - انگيزه انحراف از اصل توحيد قابل توجه اينكه معبودان ، عامل اصلى انحراف اين گروه مشرك را « زندگى مرفه » آنها مىشمرند ، و مىگويند : خداوندا آنها و پدرانشان را از نعمتهاى اين زندگى برخوردار ساختى ، و همين باعث فراموشكارى آنها شد ، بجاى اينكه بخشنده اين نعمتها را بشناسند و به شكر و طاعتش پردازند در گرداب غفلت و غرور فرو رفتند ، و تو و روز قيامت را به دست فراموشى سپردند . و به راستى زندگى مرفه براى جمعيتى كه ظرفيت كافى ندارند و پايههاى ايمانشان سست است از يك سو « غرور آفرين » است ، چرا كه وقتى به نعمت فراوان